معين الدين محمد زمچى اسفزارى

323

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

مىآورد ] « 1 » در اثناى اين حال خواب بر ابن عمران غلبه كرد چنان كه حواس ظاهرى از كار بازماند ، عامل دريافت « 2 » [ كه خادم دست از خدمت كشيده سبب توقف پرسيد ابن عمران گفت طغيان خواب ، عامل بطريق مزاح ] گفت : مردك در خواب چه ديدى ؟ گفت : از تقدير ملك علام « 3 » درين پردهء منام چنان ديدم كه روزگار خلافت « 4 » بنى عباس بنهايت رسيده و بساط دولت و حشمت « 5 » مستعصم در نور ديده شد ، و مفاتيح ابواب قبض و بسط و مناظم اسباب حل و عقد حكومت بغداد « 6 » مع مضافات و ملحقات بالكليه در قبضهء اختيار من بود ، عامل اين مقالت را از قبيل طيبت و مهاذلة شمرده « 7 » چنانچه مقتضى اصحاب استهزاء و تمسخر باشد لگدى بر سينهء ابن عمران زد كه « 8 » از بالاى تخت نگونسار به زمين افتاد ، خود قلم تقدير وقوع اين واقعه را در لوح محفوظ رقم كرده بود ، و موكل قضا اسباب اين كار را چنانچه بايد مهيا ساخته . لشيخ الاسلام احمد جام قدس سره « 9 » : خوش « 10 » باش كه در ازل بپرداخته‌اند * كار من و تو بىمن و تو ساخته‌اند شطرنج قضا و كعبتين تقدير * نرد من و تو بىمن و تو باخته‌اند

--> ( 1 ) - مج : ابن عمران نهاده كه ميماليد و خدمت دلاكى بجاى مىآورد در اثناى . مك : ابن عمران نهاد در اثناى . ( 2 ) - عبارت : [ كه خادم دست از خدمت . . . عامل بطريق مزاح ] از زيادات مج است . ( 3 ) - مج : درين پرده . مك . مد : در پرده . ( 4 ) - مج : خلافت بنى عباس . مك . مد : خلافت عباس . ( 5 ) - مج : دولت و حشمت مستعصم . مك : دولت مستعصم . ( 6 ) - مج : بغداد مع مضافات و ملحقات بالكليه در قبضهء . مك : بغداد در قبضهء . ( 7 ) - مج : شمرده چنانچه مقتضى اصحاب استهزاء و تمسخر باشد لگدى . مك : شمرده لگدى . ( 8 ) - مج : زد كه از بالاى تخت نگونسار به زمين . مك : زد كه به زمين . ( 9 ) - مج : للشيخ احمد جام . مك : شيخ احمد الجامى قدس سره . مد : ندارد . ( 10 ) - مج : خوش باش كه در ازل . مك : خوش كه در ازل .